عكس هاي محسن يگانه در كنسرت جديد مالزي
عكس هايي كمياب از كنسرت خواننده خوش نام ايراني، آقاي محسن يگانه در كشور مالزي
بقيه ي عكسها در ادامه مطلب...
با عرض سلام خدمت بازديد كنندگان عزيز:
از دوستان عزيزي كه مايل به تبادل لينك هستند تمنا داريم مارا با نام متن تمامي آهنگهاي قديمي و جديد ايراني و
خارجي لينك كنند و به ما از طريق نظرات اطلاع دهند تا ما هم شما را با هر اسمي كه ميخواهيد لينك كنيم.
با تشكر مديريت وبسايت هاي:
WWW.SANSEVAN.LOXBLOG.COM & WWW.SANSEVAN2.LOXBLOG.COM
ماهواره زنده تمامي كشورها & متن آهنگهاي قديمي و جديد
تو با اسب سفيد مهربوني اومدي
تو از دشتاي دور و جاده هاي پر غبار
براي هم صدايي ، هم زبوني اومدي
تو از راه مي رسي پر از گرد و غبار
تمومه انتظار ، مياد همرات بهار
چه خوبه ديدنت ، چه خوبه موندنت
چه خوبه پاك كنم غبارو از تنت
غريب آشنا ، دوستت دارم بيا
منو همرات ببر به شهر قصه ها
بگير دست منو تو اون دستا
چه خوبه سقفمون يكي باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردي پيشم
تو زندونم با تو من آزادم
تو از شهر غريب بي نشوني اومدي
تو با اسب سفيد مهربوني اومدي
تو از دشتاي دور و جاده هاي پرغبار
براي هم صدايي ، هم زبوني اومدي
تو از راه ميرسي ، پر از گرد و غبار
تمومه انتظار ، مياد همرات بهار
چه خوبه ديدنت ، چه خوبه موندنت
چه خوبه پاك كنم غبارو از تنت
غريب آشنا ، دوستت دارم بيا
ميشينم مي شمرم روزا و لحظه ها
تا برگردي بياي بازم اينجا
چه خوبه سقفمون يكي باشه با هم
بمونم منتظر تا برگردي پيشم
تو زندونم با تو ، من آزادم

چي بخونم که بتونه جاي حرفاي تو باشه
پيشکشم براي تو يه سبد محبته
از تو يي تبسمم برا من غنيمته
اگه کار من تمومه تو شروع ديگه هستي
تو براي غمگساري سنت منو شکستي
من که سفره دلم پيش تو بازه
اي که عشق تو هميشه چاره سازه
دوست دارم فدات کنم هر چي که دارم
اما قلبت از محبت بي نيازه
اگه کار من تمومه تو شروع ديگه هستي
تو براي غمگساري سنت منو شکستي
من پر از مضمون عشقم واژه هاي تازه تازه
بي بي عشقم براي اون که مي خواد دل ببازه
پيشکشم براي تو يه سبد محبته
از تو يک تبسم هم برا من غنيمته
گرمي قلبمو از دست تو دارم
اگه جونمو بخواي حرفي ندارم
من حروف عشقو از تو ياد گرفتم
از تو هستم هر چي دارم از تو دارم
اگه کار من تمومه تو شرع ديگه هستيش
تو براي غمگساري سنت منو شکستي

نم نمه بارون پشت شيشه هاست
لحظه شبنم و برگ گل ياس
لحظه رهاييه پرنده هاست
تو خود عشقي که همزاد مني
تو سکوت منو فرياد مني
تو خود عشقي که شوق موندني
غم تلخو گنگ شعراي مني
وقتي دنيا درد بي حرفي داره
تويي که فرياد درداي مني
تو خود عشقي که همزاد مني
تو سکوت منو فرياد مني
دستاي تو خورشيدو نشون ميدن
چشماي بستمو بيدار مي کنن
صداي بال پرنده رو لبات
تو گوشام دوباره تکرار مي کنن
زندگي وقتي که بي زاري شده
روزو شبهاش همه تکراري باشه
شايد عشق براي بعضي عاشقا
لحظه بزرگ بيداري باشه
عشق لالايي بارون تو شباست
نم نمه بارون پشت شيشه هاست
لحظه عزيز با تو بودنه
اخرين پناه موندن منه
تو خود عشقي که همزاد مني
تو سکوت منو فرياد مني

;
يه عمره که دريا رو ميبينم تو سراب
بهار براي اسم يه اسمه کهنه تو کتاب
حرف با آسمون چرا ميمونه بي جواب
خدايا خدايا کويرم کويرم
بگو ابر بباره ميخوام جون بگيرم
اگه بارون بباره آروم آروم نم نم رو لب خشک تشنم گيسوي سبز جنگل تنمو مي پوشوند
پرنده رو درختها ميسازه آشيونه
خدايا خدايا کويرم کويرم
بگو ابر بباره ميخوام جون بگيرم
اگه بارون بباره آروم آروم نم نم رولب خشک تشنم
گيسوي سبز جنگل تنمو ميپوشونه
پرنده رو درختها ميسازه آشيونه
خدايا
خدايا
خدايا
خدايا
خدايا
خدايا
خدايا

باز اگر بياي نازت ميکشم که نازي
چون که چشم تو آتش دارد
مستي چون مي بي قش دارد
جام چشم تو آتش دارد
مستي چون مي بي قش دارد
اي در شب مويت خنديده سپيده
جز تو نخواهد اين دل رميده
گر چه تو نماندي در ديده چو روياعشقت به خيالم نقش تو کشيده
ناز تو به نازم اي مايه ي ديده دل نوازي
باز اگر بياي نازت ميکشم که نازي
جام چشم تو آتش دارد
مستي چون مي بي قش دارد
جام چشم تو آتش دارد
مستي چون مي بي قش دارد
خورشيد اميدي با آن همه خوبي اما به گمانم خور شيد غروبي
نيلوفر صبحم خورشيد صفا کو تا که ببندد بر من گل جادو
ناز تو به نازم اي مايه ي ديده دل نوازي
باز اگر بياي نازت ميکشم که نازي
جام چشم تو آتش دارد
مستي چون مي بي قش دارد
جام چشم تو آتش دارد
مستي چون مي بي قش دارد

زير خورشيد کوير
مونده يک مرداب پير
توي دست خاک اسير
منم اون مرداب پير
از همه دنيا جدا
داغ خورشيد به تنم
زنجير زمين به پام
من همونم که يه روز
مي خواستم دريا بشم
مي خواستم بزرگترين
درياي دنيا بشم
آرزو داشتم برم
تا به دريا برسم
شبو آتيش بزنم
تا به فردا برسم
اولش چشمه بودم
زير آسمون پير
اما از بخت سياه
راهم افتاد به کوير
چشم من
چشم من به اونجا بود
پشت اون کوه بلند
اما دست سرنوشت
سر رام يه چاله کند
توي چاله افتادم
خاک منو زندوني کرد
آسمونم نباريد
اونم سر گروني کرد
حالا يه مرداب شدم
يه اسير نيمه جون
يه طرف ميرم به خاک
يه طرف به آسمون
خورشيد از اون بالاها
زمينم از اين پايين
هي بخارم مي کنن
زندگيم شده همين
با چشام مردنمو
دارم اينجا ميبينم
سر نوشتم همينه
من اسير زمينم
هيچي باقي نيست ازم
قطره هاي آخره
خاك تشنه همينم
داره همراش ميبره
خشک ميشم تموم ميشم
فردا که خورشيد مياد
شن جامو پر ميکنه
که مياره دست باد

گفتي كه بي تو ز دنيا بگذرم
كنون جدايي نشسته بين ما
پيوند ياري شكسته بين ما
گريه مي كنم با خيال تو به نيمه شب ها
رفته اي و من بي تو مانده ام غمگين و تنها
بي تو خسته ام دل شكسته ام اسير دردم
از كنار من مي روي ولي بگو چه كردم
رفته اي و من آرزوي كس به سر ندارم
آه قصهء وفا با دلم مگو باور ندارم

نه تنها من تو هم دنياي دردي
مخواه از من گناهت را ببخشم
تو مي داني که با اين دل چه کردي
برو نامهربان بيگانه با من
تو هر لحظه به رنگي در ميايي
رها کن اين دل ديوانه ام را
برو سيرم از اين دير آشنايي
وفا کردم خطا کردم نماندي در کنارم
مکن افسون دلم پر خون تو را باور ندارم
آه تو را باور ندارم
ميايي در کنارم مي نشيني
ز عشقت قصه مي گويي برايم
دلت با او نگاهت در نگاهم
به تو گويم رهايم کن رهايم
به سر آهنگ رفتن داري آنگه
به روي قلب من پا مي گذاري
تو مي گفتي که مي ماني دريغا
مرا تنهاي تنها مي گذاري
وفا کردم خطا کردم نماندي در کنارم
مکن افسون دلم پر خون تو را باور ندارم
آه تو را باور ندارم



